آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۴

      منتقل کردن به انگلیسی

      معنی

      communicate, move, transfer, translate, transmit

      communicate

      move

      transfer

      translate

      transmit

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد منتقل کردن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      جابه‌جا کردن انتقال دادن نقل‌مکان دادن
      متضاد:
      منتقل شدن
      مترادف:
      بردن
      مترادف:
      رساندن ابلاغ کردن

      سوال‌های رایج منتقل کردن

      منتقل کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «منتقل کردن» در زبان انگلیسی به to transfer یا to transmit ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «منتقل کردن» به معنای جابه‌جایی یا انتقال دادن چیزی از یک مکان، فرد یا حالت به مکان، فرد یا حالت دیگر است. این فعل می‌تواند در زمینه‌های مختلفی به کار رود، از جمله انتقال فیزیکی اشیاء، انتقال اطلاعات، یا حتی انتقال احساسات و بیماری‌ها. هدف اصلی انتقال، جابه‌جایی یک چیز به‌گونه‌ای است که به مقصد یا گیرنده‌ی مورد نظر برسد.

      در حوزه‌ی فیزیکی، «منتقل کردن» معمولاً به جابه‌جایی افراد، کالاها یا تجهیزات از یک نقطه به نقطه‌ی دیگر اشاره دارد. برای مثال، انتقال یک بیمار به بیمارستان، انتقال محموله‌های تجاری، یا جابجایی وسایل نقلیه نمونه‌هایی از این کاربرد هستند. در این زمینه، دقت و ایمنی در فرآیند انتقال اهمیت زیادی دارد.

      در فناوری اطلاعات و ارتباطات، «منتقل کردن» به ارسال و انتقال داده‌ها، پیام‌ها یا سیگنال‌ها گفته می‌شود. این انتقال می‌تواند از طریق شبکه‌های کامپیوتری، اینترنت، یا دیگر وسایل ارتباطی انجام شود. کیفیت و سرعت انتقال داده‌ها نقش مهمی در عملکرد سیستم‌های ارتباطی و خدمات دیجیتال ایفا می‌کند.

      همچنین، «منتقل کردن» در زمینه‌ی پزشکی و زیست‌شناسی به انتقال بیماری‌ها یا ویروس‌ها از یک فرد به فرد دیگر اشاره دارد. این نوع انتقال معمولاً به شکل ناخواسته است و باعث شیوع بیماری‌ها می‌شود، بنابراین کنترل و پیشگیری از آن اهمیت بالایی دارد.

      «منتقل کردن» واژه‌ای چندوجهی است که در تمام زمینه‌های زندگی انسانی کاربرد دارد. این فعل بیانگر حرکت و جابه‌جایی هدفمند است که نقش کلیدی در تعاملات فیزیکی، اطلاعاتی و اجتماعی ایفا می‌کند و به توسعه و پیشرفت جوامع کمک می‌کند.

      ارجاع به لغت منتقل کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «منتقل کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/منتقل کردن

      لغات نزدیک منتقل کردن

      • - منتقل شدن
      • - منتقل شدن مسئولیت و مالکیت
      • - منتقل کردن
      • - منتقل کردن خون
      • - منتقل کردن در خود
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.